و ما تلک بیمینک یا ارباب رجوع


آن داستان قرآنی حضرت موسی را حتماً شنیده‏اید که خدا از او پرسید : آن چیست در دستت ای موسی ؟ و موسی شروع کرد به درددل کردن

و ما تلک بیمینک یا ارباب رجوع ؟

این پرونده‏ی اداری من است
صبح‏ها زیر بغلم می‏زنم و از خانه خارج می‏شوم
با آن به اداره مربوطه می‏روم
با آن تحقیر می‏شوم
به خاطر آن با زنم دعوا می‏کنم
با آن بچه‏ام را می‏زنم
با آن خودم را باد می‏زنم تا گرمای طاقت فرسا قابل تحمل شود
تا آمدن آن کارمند وظیفه‏شناس آن را زیر سرم می‏گذارم و در پارک روبری اداره قیلوله می‏زنم به بدن
درون آن پول چایی آبدارچی و کارمندبایگانی تا مسئول مالی و اداری اداره را می‏گذارم و تقدیم‏شان می‏کنم
شب‏ها کابوسش را می‏بینم
فردا دوباره روز از نو روزی از نو …

رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی …

برچسب‌ها: , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: